|
روانشناسی -
روانشناسی عمومی
|
|
چرا بعضي ها به اهداف خود نميرسند؟ و يا اينكه با وجود داشتن هدف، نميتوانند به آن دسترسي يابند؟
چرا بعضي ها، سالها در آرزوي داشتن منزل، شغلي مناسب و يا همسري دلخواه خود را به آب و آتش ميزنند، بدون آنكه به نتيجه اي برسند.
در عوض هستند كسانيكه با وجود نداشتن تحصيلات خوب به آنچه كه خواسته اند رسيده و تحصيل كرده ها را نيز به خدمت گرفته اند. اينان كساني هستند
|
|
روانشناسی -
روانشناسی عمومی
|
|
به شیوانا خبر دادند که یکی از شاگردان قدیمیاش در شهری دور ، از طریق معرفت دور شده و راه ولگردی را پیشه کرده است. شیوانا چندین هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قدیمی رسید. بدون اینکه استراحتی کند مستقیماً سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در یک محل نامناسب یافت.
مقابلش ایستاد؛ سری تکان داد و از او پرسید: تو اینجا چه میکنی دوست قدیمی؟!!
شاگرد لبخند تلخی زد و شانههایش را بالا انداخت و گفت: من لیاقت درسهای شما را نداشتم استاد! حق من خیلی بدتر از اینهاست! شما این همه راه آمدهاید تا به من چه بگویید؟
شیوانا تبسمی کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو میدانم. آمدهام تا درس امروزت را بدهم و بروم.
|
|
روانشناسی -
روانشناسی عمومی
|
|
۱- پشه 47 دندان دارد.
۲- گوش جیرجیرک روی زانوهایش قرار دارد.
۳- درجهان 55 هزار گونه مورچه وجود دارد.
۴- قورباغه برای خوردن غذا باید چشمش را ببندد.
۵- مورچه می تواند بیش از 50 برابر وزن خودش بلند کند.
۶- یک حلزون معمولی نزدیک به ده هزار دندان دارد که روی زبانش قرار دارد.
|
|
روانشناسی -
روانشناسی عمومی
|
|
وقتی صحبت از ندای درون میشه،وقتی میگیم از ته دلم میخوام.وقتی میگیم دلم راضی نمیشه.وقتی یه دلم میگه برو ، یه دلم میگه نرو،از کدام دل ها صحبت میکنم آیا منظور ضمیر روشن و ضمیر باطن هست(عقل و قلب).چرا گاهی اوقات بدلم برات میشود.وقتی میگم کار، کار دله، وقتی میخوام کسی بمن دلداری بده.وقتی میگیم فلانی دلداره.چرا میگویند دل و دلدار،کلمه دلبر از کجا آمده است .چه موقع دل آرام میگیرد.وقتی میگم فلانی دلمو برده وقتی میگیم فلانی دل ندار د ،دل مرده است،چرا بعضی ها دل سنگ و بعضی ها دل رحم هستند. وقتی میگویم دلسرد یا دلگرمم ،
|
|
روانشناسی -
روانشناسی عمومی
|
|
زندگی ساخته و پرداخته ذهن ماست و رفتار هم از تصاویر ذهنی ما ناشی میشود.ظاهراً ، علت اینکه دو نفر یک لیوان آب را کاملاً متفاوت میبینند (یکی نیمه پر و دیگری نیمه خالی ) این است که یکی با دید مثبت و دیگری با دید منفی بآن مینگرد.
چهار چوب های ذهنی شبیه ارزش ها و عقاید است و مانند یک صافی عمل میکند و فقط وقایعی از جهان خارج،که از صافی ها عبور میکند،مورد توجه ما قرار میگیرند و در حقیقت بوسیله این ابزار است که لیوان را نیمه پر و نیمه خالی میبینیم.
|
|
روانشناسی -
روانشناسی عمومی
|
|
خنده سلامتی میاورد
آیا امروز خندیدید؟ اگر جواب مثبت هست، هنوز 14 تا خنده دیگر دارید.طبق آمار، بزرکتر ها 15 بار در روز و .بچه ها ، حتی تا 400 باردر روز میخندند .دانشمندان صاحب نام بدقت پیگیری کرده وبه این نتیجه رسیده اند که انسان میتواند بارها بخندد،زیرا خنده اثر بسیار مثبتی بر روی سلامتی ما دارد.

|
|
روانشناسی -
روانشناسی عمومی
|
|
تصورات ذهني چه چيز را به ذهن راه مي دهيم هر چه باشد همان را در زندگي مي يابيم، انسانها همانند كبوتران داراي دو بال عقل و قلب مي باشند كه با توازن آنها مي توانند پرواز كنند.
طوفان هميشه وجود دارد، بادبان را طوري بايد تنظيم كرد كه به ساحل برسيم.
بردن لذت و دوري از رنج دو چيزي است كه انسانها بدنبال آن هستند، يعني از چيزي فرار مي كنند و بدنبال چيزي ديگر مي روند.
|
|
روانشناسی -
روانشناسی عمومی
|
|
چرا بعضي ها به اهداف خود نمي رسند؟ و يا اينكه با وجود داشتن هدف، نمي توانند به آن دسترسي يابند؟
چرا بعضي ها، سالها در آرزوي داشتن منزل، شغلي مناسب و يا همسري دلخواه خود را به آب و آتش مي زنند، بدون آنكه به نتيجه اي برسند. در عوض هستند كسانيكه با وجود نداشتن تحصيلات خوب به آنچه كه خواسته اند رسيده و تحصيل كرده ها را نيز به خدمت گرفته اند.
اينان كساني هستند كه از هم آهنگي عقل و قلب برخوردار هستند و خوب مي توانند آنها را سنگين و سبك كنند.
|
|
روانشناسی -
روانشناسی عمومی
|
|
در اندرون من خسته دل (رضا كوچيكه) ندانم كيست كه من (رضا بزرگه) خموشم و او در فقان و در غوغا.
رضا بزرگه: ديگه خسته شدم از بس رل هاي مختلف را به عنوان پدر و فرزند و شوهر ، برادر ، رئيس بعهده ام گزاردند، بايد براي همه آنها خوب باشم، چه كسي براي من خوب است؟
رضا كوچيكه: من گوشم به اين حرفها بدهكار نيست من هم ميخواهم 8 ساعت خواب داشته باشم، مسافرت بروم، براي خودم وقت داشته باشم، براي خانواده ام وقت داشته باشم به كارهاي مورد علاقه خودم برسم . ولي تو همه اين فرصتها را از من گرفتي و تازه شب كه موقع استراحت است با مشق هاي روزانه ات به منزل بر مي گردي.
|
|
روانشناسی -
روانشناسی عمومی
|
|
وقتی از خودت راضی نیستی ، دیگران هم از تو راضی نخواهند بود.وقتی بین آنچه که هستی و آنچه که میخواستی باشی، فاصله افتاد.وقتی خود درون را فراموش کردی و بدنبال سینه سوخته ها گشتی .بمرور زمان تو دیگر خودت نیستی .تو کسی هستی که دیگران خواسته اند و این بدان علت است که خودت را قبول نداری و برای اینکه دیگران قبولت داشته باشند ،غلام حلقه به گوششان میشوی . آنوقت احساس پوچی میکنی ،چگونه میتوانی از خودت راضی باشی وقتی خودت رانشناخته ای .چگونه میتوانی خود را بشناسی ، وقتی نمیدانی کدام خواسته ات، قلبی و کدام عقلی میباشد. انسان ها همچون پرندگان دارای دو بال هستند ،یکی عقل ودیگری قلب .فقط با هماهنگی آنها پرواز، میسر میگردد.بقول کریشتا مورتی
|